توطئه نیست زبانم مادری است ..
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٤   کلمات کلیدی: زبان مادری ،قانون اساسی ،حقوق ،فرهنگستان زبان


چندی پیش مجله خبری تحلیلی «مهرنامه» در شماره 34، خود ویژه نامه نوروز 93، پرونده ای را در بخش علوم اجتماعی درباره ی آموزش «زبان مادری» تحت عنوان «زبان مادری یا خانه پدری؟» اختصاص داد که در آن مطالب در خور تأملی مورد کاوش و گفتگو قرار گرفت. دبیر بخش علوم اجتماعی این مجله که قلم خود را در مخالفت با این طرح از رو بسته، با رویکردی جهت دار در نوشتار خود، نه تنها غیر آگاهانه قلم فرسایی کرده که ناشیانه اتهاماتی را به اشخاص و قومیتی نسبت داده است، آنجا که پوشش محلی قومیتی را «سمبل جدایی طلبان» می نامد و رئیس جمهور سابق را متهم به «هم نوایی غیر آگاهانه» با این سمبل می نماید. این رویکرد را حتی شاید بتوان در پرسش های «طراحی» شده مجله یاد شده برای کارشناسان و مسئولین، آشکارا دید. از سوی دیگر مدافعان این طرح (آموزش زبان مادری)، در این پرونده بیشتر بر موضوع اعتمادسازی در میان اقوام و اقلیتها پافشاری می کردند و شاید ناخواسته در پی القاء این مفهوم باشند که هدف بیش از آن که احقاق حق باشد، رفع تهدید است. مخالفان اما بیش از هر چیزی، این طرح را تهدیدی برای وحدت ملی و امنیت ملی می دانند و اجرای اصل 15 قانون اساسی را توطئه بیگانگان می نامند!!. از این رو نیز .....


 
اللغة الثالثة ؛ طرح لإشکالیة أم وصف لمنهجیة ؟
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٥   کلمات کلیدی: المنهجیة ،نظریة الترجمة ،نسبیة الترجمة ،نقل النص

تتم عملیة الترجمة کما هو معروف بین لغتین مختلفتین ؛ اللغة الأولی أو اللغة المصدر واللغة الثانیة أو اللغة الهدف ، أو بین لغة الإنطلاق ولغة الوصول . هی عملیة أداتها اللغة ، ووظیفتها نقل «رسالة» ما بین طرفین ، هما «الراسل» و«المتلقی» (المرسل والمرسل إلیه) . هذا هو ما یعرف عادة وما یقال عموماً عن الترجمة ، ولکن هناک من یری أن الترجمة لا تقتصر علی لغتین فقط وإنما تتعدی ذلک لتظهر لغة ثالثة خلال عملیة الترجمة ، لغة خاصة ومختلفة لیست بطبیعة الحال هی لغة المصدر ولا هی لغة الهدف مهما قاربتها أو شابهتها بالشکل والسیاق . فهل تعتبر هذه الرؤیة هی مجرد طرح لإشکالیة فی مجال الترجمة أم هی محاولة لوصف منهجیة لها ؟  

××××××××××


 
اللغة الأم ؛ الظاهرة اللسانیة والقضیة الإنسانیة
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٩   کلمات کلیدی: اللغة الأم ،الثنائیة اللغویة ،التعدد اللغوی ،الظاهرة اللسانیة

... فبعد الطوفان کان فی الأرض کلها لغة واحدة وکلمات متماثلة ، بید أن الکبریاء قاد الناس إلی الرغبة فی مضارعة الرب وإلی بناء برج یصلهم بأسباب السماء ، ولکی ینزل بهم العقاب جزاءً لهم علی ادعائهم وجبروتهم والحیلولة دون بناء الجدار ، جاء قضاء الرب : فلننزل ولنبلبل لغتهم حتی لا یفهم بعضهم لغة بعض .... ولهذا سمیت بابل لأن الرب بلبل هناک لغة الناس جمیعاً ومن هناک شتتهم الرب علی وجه الأرض کلها . (الإصحاح 11 – سفر التکوین)  

ما جاء فی سفر التکوین أو نسبت إلیه من روایة اختلاف اللغات هی لیست إلا أسطورة ، تسمی « الأسطورة البابلیة » . إن نقمة الرب فی جعل اللغات مختلفة أو متبلبلة کما جاء فی هذا السفر معتقد أو تصور لم یعد الیوم مقبولاً أو معقولاً . لیس من منظور الدراسات اللغویة والألسنیة الحدیثة فحسب بل حتی قبل ذلک بقرون . إذ أن الإغریق قدیماً وفلاسفتها وکذلک المسلمین قد تقبلوا هذا الواقع المتنوع والمختلف للغات . فیمکننا القول بأن عامل التنوع والإختلاف من بین العوامل الهامة الأخری هو بالتحدید ما أدی إلی الإهتمام باللغة . فقد اعتبر المسلمون هذا الواقع آیة من آیات الله ومن نعمه علی الناس « ومن آیاته خلق السموات والأرض واختلاف ألسنتکم .. » (الروم ، 23) . رغم هذا فهناک من سعی ویسعی إلی فرض لغة واحدة لا للوحدة والوئام – کما یروج لها - ولا إیماناً بالأسطورة البابلیة ، بل لأغراض سیاسیة و مآرب ایدیولوجیة تعسفیة ، لطمس الهویات المختلفة وتهمیش شعوبها . لم تعد فکرة توحید اللغات مطلباً مقبولاً الیوم کما کانت تبرره بعض الأنظمة فی الماضی . فقد توصل علماء اللغة والإجتماع الیوم إلی أن الإختلاف اللغوی لم یکن بأی حال من الأحوال مخلاً بالوحدة الوطنیة ، بل إن ما یضر الوحدة الوطنیة هو التخاصم والخلاف ولیس التنوع والإختلاف . تؤکد الکثیر من الدراسات علی أن تعدد اللغات واللهجات هو أکثر شمولاً وعمقاً مما یتصوره البعض والعوائق الإجتماعیة التی تقاوم التداخل والتماهی بین اللغات هی أکثر من العوائق الجغرافیة وهذا ما یضمن بقاء اللغات واستمرارها . وأما الحقیقة الثابتة الیوم هی أن اللغات واللهجات المختلفة لمجتمع ما تشکل جزءاً من الثروة الثقافیة لذلک المجتمع .

أما بعیداً عن عالم الأساطیر وعالم السیاسة کذلک ، نحاول ومن خلال هذه السطور أن نعرج ولو بإیجاز شدید علی علم اللغة باعتباره نتاج مخاضات فکریة وعقلیة کسائر العلوم البشریة مارسها الإنسان منذ قرون ، ومن ثم نلقی بعض الضوء علی مفهوم اللغة نفسها وعلی حقیقة هذه الظاهرة ونتناول من خلالها موضوع هذا المقال أی اللغة الأم .


 
اسلام ایرانی و شطحیات دینانی
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۱   کلمات کلیدی: اسلام ایرانی ،هویت ،تشیع ،تصوف

نمایشنامه ای که به نام « اسلام ایرانی » و به ظاهر در پی دفاع از تاریخ ، فرهنگ ، تمدن و هویت ملی ایرانیان در سطوح مختلف و توسط بازیگران گوناگون در حال اجراست ، در حقیقت به دنبال اجرای پروژه ی دیرین و ناتمام « عرب زدایی » است و چه بسا فراتر از آن تلاشی برای کم رنگ کردن فقه و شریعت در حوزه دین باشد . اینک اما بازیگری که خود را فارغ از هرگونه گرایش های ایدیولوژیکی و یا ناسیونالیستی می داند ، اجرای این نقش را بر عهده گرفته است ؛ کسی که بعنوان ‹‹ استاد برجسته فلسفه ›› در جامعه علمی و دانشگاهی مشغول آموزش و پژوهش و نگارش است .

چندی پیش دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در گفت وگویی با ‹‹ خبر آنلاین ›› ، اظهارات جالبی را در مورد اسلام ایرانی و مطالب توهین آمیز و به دور از هرگونه علم و ادبی را علیه اسلام عربی و فرهنگ عربی و نیز عرب ها بیان داشته است که متأسفانه جایگاه علمی و فلسفی خود را دست کم نزد کسانی همچون نگارنده متزلزل نموده است . مقوله اسلام ایرانی و یا مکتب ایرانی پیش از این نیز توسط برخی مطرح شده بود که با انتقادها و مخالفت هایی روبه رو شد و حتا برخی دیگر ، این قبیل اظهار نظرها را به عنوان ‹‹ شدیدترین خطری که تا کنون اسلام را تهدید کرده است ›› معرفی نموده اند و نسبت به بیان چنین مطالبی هشدار دادند . آری این بار اما چنین سخنانی از یک به اصطلاح اندیشمند و استاد دانشگاه برخاسته است که نه تنها مایه شگفتی است که مایه تأسف نیز می باشد .

پیش از پرداختن به اصل موضوع و نقد اظهارات نا موزون و یا شطحیات فیلسوف دهر (آقای دینانی) ، بایسته است بدانیم که در این خصوص چه سخنانی را به زبان رانده و چه ادعاهایی را مطرح نموده است . از این رو تنها مواردی را که انگیزه نگارش این نوشتار بوده اند را یاد آور می شویم ؛ ایشان اظهار داشته که :


 
إن للضرورة أحکاماً ..
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٥   کلمات کلیدی: الشعب الأهوازی ،الحقوق المشروعة ،الوعی القومی ،النضال

ما دعانا إلی کتابة هذه السطور مخاطبین بها الشباب العربی الأهوازی قبل أی طرف آخر أو أیة جهة أخری ، هو الشعور بالمسئولیة .. المسئولیة تجاه الضمیر والشعب - الذی ننتمی إلیه بکل اعتزاز - وکذلک القیم الإنسانیة .. وما یفرض علینا القول والتصریح فی مثل هذه الظروف الحرجة والملتبسة هی الضرورة الملحة التی أباحت کل محظور .

قبل أن ...


 
بادکوبه ای و تبعیض نژادی (شعوبی گری معاصر)
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٥   کلمات کلیدی: بادکوبه ای ،عرب ،شاعر ،ایران زمین

واپسین سروده ی آقای مصطفی بادکوبه ای با نام ‹‹ خدای عرب ›› که در مدتی کوتاه بطور گسترده ای در سایت های گوناگون منتشر شد ، بهانه ای دست داد تا نکاتی چند را یادآور شوم . چه بسا برخی خاموشی را در این شرایط مناسب ترین پاسخ به دشنام و ناسزا گویی بدانند ، اما به باور نگارنده به دو دلیل یادآوری مطالبی در این خصوص می تواند سودمند باشد .

 

خوش بود گر محک تجربه آید به میان         تا سیه روی شود هر که در او غش باشد 

(حافظ ، دیوان اشعار)


 
المعتقدات الایرانیة بین الاسطورة والتاریخ
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱   کلمات کلیدی: إیران ،نوروز ،الأقوام ،الإخمینیین

یذکر المؤرخون أن الآریین قد توجهوا الی فلات إیران من المناطق الشمالیة و الشمال الغربیة و ذلک هرباً من البرد و الصقیع و بحثاً عن موطن یرزقون فیه بالأمن و النعیم. فقد «تحرکت موجات من الآریین ، و هم شعب بدوی مولع بالقتال حوالی عام 1000 ق.م الی داخل ایران من الشمال و الشمال الغربی ، و بحلول عام 800 ق.م کانوا قد احتلوا الارض»[1] . و تشیر الدراسات التاریخیة إلی استمرار هذا النزوح و توسع الانتشار نحو الجنوب حیث قد واجهت هذه الاقوام النازحة ( الآریین) اقواماً مقیمة و مستوطنة قبلها باکثر من 1500 عام ، کالعیلامیین و کانوا علی حالة من المدنیة حسب وصف الدراسات و الأبحاث المتأخرة.



[1] - المعتقدات الدینیة لدی الشعوب ، بارندر ، 1993 ، ص 115 .


 
الشعب یرید إسقاط النظام
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: الثورة ،الشعب ،الإصلاحات ،النظام

من بین الشعارات والهتافات التی رفعت خلال المظاهرات و الإحتجاجات التی حدثت فی العالم العربی ، کان شعار ‹‹الشعب یرید إسقاط النظام›› هو أکثر قوة و حدة . هذا هو الشعار الأساس الذی هتف به الثوار و طالب به المتظاهرون معبرین من خلاله عن الکثیر من المطالب . فقد احتوی هذا الشعار المتشکل من أربع کلمات بشکل عام ، تاریخاً طویلاً من الإضطهاد والحرمان والفساد والظلم الذی یراد إسقاطه و إزالته وکذلک عبر عن طموح أجیال بکاملها وآمالها . إن هذا الشعار البلیغ والقوی والمدوی فی آن واحد ، هو من ناحیة أخری ما یثیر القلق وأحیاناً یدفع إلی الشعور بالیأس .. لماذا ؟


 
← صفحه بعد